پرش به محتوای اصلی
پژوهش و داده22 دقیقه مطالعه

شهریه مدارس غیردولتی

ص
فاطمه صادقی

شهریه مدارس غیردولتی

تصویر کاور — شهریه مدارس غیردولتی

 

شهریه مدرسه، روی کاغذ فقط یک عدد است؛ عددی که خانواده باید بپردازد و مدرسه باید دریافت کند. اما پشت همین عدد، شبکه‌ای از انتخاب‌ها، محدودیت‌ها، تفاوت‌های منطقه‌ای، کیفیت خدمات آموزشی و حتی تصویری که جامعه از «مدرسه خوب» ساخته است، قرار دارد. وقتی شهریه یک مدرسه را با مدرسه‌ای دیگر مقایسه می‌کنیم، در واقع فقط دو قیمت را کنار هم نگذاشته‌ایم؛ داریم درباره دو موقعیت آموزشی، دو ظرفیت اقتصادی و گاهی دو تجربه متفاوت از آموزش حرف می‌زنیم.

به همین دلیل، بررسی شهریه مدارس غیردولتی را نمی‌توان صرفاً نوعی حسابداری آموزشی دانست. شهریه، یکی از معدود شاخص‌هایی است که می‌تواند بخشی از ساختار اقتصادی آموزش را در برابر چشم ما آشکار کند: اینکه هزینه آموزش خصوصی در کدام مناطق بیشتر است، در کدام مقاطع افزایش پیدا می‌کند، سهم برنامه‌های فوق‌برنامه چقدر است و بازار مدارس غیردولتی در مجموع چه اندازه‌ای دارد.

گزارش «تحلیل شهریه مدارس غیردولتی کشور در سال تحصیلی ۰۴–۰۵» از سوی آزمایشگاه بینش و طراحی نورا، با استفاده از داده‌های شهریه‌های اعلام‌شده در پورتال مشارکت‌ها، تلاش کرده است همین تصویر را ترسیم کند. داده‌های اولیه شامل اطلاعات ۲۵٬۳۸۴ مدرسه غیردولتی بوده و در تحلیل نهایی، شهریه پایه، شهریه فوق‌برنامه، تفاوت‌های استانی و مقطعی و برآوردی از ارزش سالانه بازار بررسی شده است.

آنچه از این داده‌ها بیرون می‌آید، صرفاً فهرستی از گران‌ترین و ارزان‌ترین مدارس نیست. این اعداد، داستان بزرگ‌تری را روایت می‌کنند و آن هم این است که بازار آموزش غیردولتی در ایران چگونه توزیع شده و چه چیزهایی قیمت آموزش را شکل می‌دهند؟ پشت ۲۵ هزار ردیف داده، چه تصویری از آموزش ایران پنهان است؟

نخستین نکته، مقیاس داده‌هاست. در فایل اولیه ۲۵٬۳۸۴ مدرسه ثبت شده است؛ با این حال، همه این مدارس در زمان تحلیل، شهریه نهایی و قابل استفاده برای تحلیل آماری نداشته‌اند. ۵٬۴۶۹ ردیف، معادل حدود ۲۱ درصد کل داده‌ها، در وضعیت «در انتظار تایید» قرار داشته‌اند و بنابراین از تحلیل‌های توزیعی کنار گذاشته شده‌اند. یک ردیف پرت نیز به دلیل خطای آشکار در ورود داده حذف شده است. در نهایت، ۱۹٬۹۱۴ مدرسه، یعنی حدود ۷۸ درصد کل داده‌ها، مبنای تحلیل آماری قرار گرفته‌اند.

 

این تفکیک مهم است؛ زیرا یک عدد آماری زمانی معنا پیدا می‌کند که بدانیم از چه داده‌ای ساخته شده است. بنابراین، هرجا در ادامه درباره میانگین، میانه یا توزیع شهریه صحبت می‌کنیم، منظور همین ۱۹٬۹۱۴ مدرسه‌ای است که شهریه نهایی آنها در دسترس بوده است، نه تمام ۲۵٬۳۸۴ مدرسه ثبت‌شده.

در عین حال، خود تعداد مدارس ثبت‌شده نیز اطلاعات مهمی درباره اندازه عرضه در این بازار در اختیار ما می‌گذارد. به همین دلیل، گزارش برای برآورد اندازه بازار از کل داده‌ها استفاده کرده، اما برای تحلیل‌های آماری به داده‌های پالایش‌شده تکیه کرده است. این دوگانه، نمونه خوبی از احتیاطی است که در خواندن داده‌های اقتصادی آموزش باید به خرج داد و هر عددی را نمی‌توان برای پاسخ به هر پرسشی به کار گرفت.

 

شهریه معمول یک مدرسه غیردولتی چقدر است؟

اگر بخواهیم با یک عدد، تصویری اولیه از شهریه مدارس غیردولتی ارائه کنیم، میانه مجموع شهریه پایه و فوق‌برنامه در مدارس بررسی‌شده ۳۳۸ میلیون ریال است؛ یعنی حدود ۳۳.۸ میلیون تومان.

میانگین، اندکی بالاتر و برابر با ۳۷۷.۹ میلیون ریال، معادل حدود ۳۷.۸ میلیون تومان، گزارش شده است. فاصله میانگین و میانه خود نکته قابل تأملی دارد: میانگین بالاتر از میانه قرار گرفته است و این نشان می‌دهد بخشی از مدارس با شهریه‌های بالاتر، توزیع کلی را به سمت بالا کشیده‌اند.

البته «شهریه معمول» را نباید با یک قیمت ثابت اشتباه گرفت. نیمی از مدارس در محدوده‌ای قرار دارند که از نظر آماری، بسیار گسترده‌تر از یک عدد واحد است. چارک اول مجموع شهریه و فوق‌برنامه حدود ۲۷۲ میلیون ریال و چارک سوم حدود ۴۲۷.۳ میلیون ریال است. به بیان ساده‌تر، بخش میانی بازار فاصله قابل‌توجهی با یکدیگر دارد.

در انتهای بالای توزیع نیز فاصله بیشتر می‌شود. صدک ۹۰ مجموع شهریه و فوق‌برنامه حدود ۵۶۶.۶ میلیون ریال، صدک ۹۵ حدود ۷۰۰ میلیون ریال و صدک ۹۹ نزدیک به ۹۹۴ میلیون ریال است. در مقابل، کمینه غیرصفر ثبت‌شده ۵۷.۴ میلیون ریال بوده است. بیشینه غیرپرت مجموع شهریه نیز ۱٬۴۴۲.۶ میلیون ریال گزارش شده و شهریه پایه مدرسه دارالفنون تهران در بالاترین سطح قرار داشته است.

این پراکندگی به ما یادآوری می‌کند که صحبت از «شهریه مدارس غیردولتی» بدون توجه به توزیع آن، می‌تواند گمراه‌کننده باشد. یک میانگین، هرچقدر هم دقیق محاسبه شده باشد، به تنهایی نمی‌تواند تجربه خانواده‌ای را که در بخش پایین توزیع قرار دارد با خانواده‌ای که در بخش بالای آن قرار گرفته است توضیح دهد.

یکی از نکات مهم داده‌ها، سهم قابل‌توجه شهریه فوق‌برنامه در هزینه نهایی است. میانگین شهریه پایه ۲۸۶.۷ میلیون ریال و میانگین شهریه فوق‌برنامه ۹۱.۱ میلیون ریال بوده است؛ در نتیجه میانگین مجموع این دو به ۳۷۷.۹ میلیون ریال می‌رسد. میانه شهریه پایه نیز ۲۶۶ میلیون ریال و میانه فوق‌برنامه ۸۴ میلیون ریال گزارش شده است.

اما نکته جالب‌تر، رابطه میان این دو است. نسبت شهریه فوق‌برنامه به شهریه پایه در مقاطع مختلف نسبتاً پایدار است و به طور میانگین حدود ۳۰ درصد و با میانه‌ای نزدیک به ۴۰ درصد گزارش شده است. پراکندگی داده‌ها نیز نشان می‌دهد بسیاری از مدارس حول نسبت‌هایی مانند ۳۰ یا ۴۰ درصد خوشه‌بندی شده‌اند. این الگو نشان می‌دهد که فوق‌برنامه در بسیاری از موارد نه به عنوان مبلغی کاملاً مستقل، بلکه تا حد زیادی به صورت نسبتی از شهریه پایه تعیین می‌شود.

این یافته از نظر سیاست‌گذاری آموزشی اهمیت دارد. اگر بخشی از هزینه نهایی خانواده‌ها از مسیری غیر از شهریه پایه شکل می‌گیرد، تحلیل توان اقتصادی خانواده‌ها یا مقایسه هزینه مدارس صرفاً بر اساس شهریه مصوب پایه، تصویری ناقص ایجاد خواهد کرد.

در واقع، برای خانواده‌ای که می‌خواهد بداند «این مدرسه در سال چقدر برای من هزینه دارد؟»، مجموع شهریه پایه و فوق‌برنامه اهمیت دارد، نه اینکه هرکدام در یک ردیف جداگانه چه عددی نوشته شده باشند. همین موضوع، اهمیت شفافیت در ارائه اطلاعات شهریه را بیشتر می‌کند. قیمت واقعی تجربه آموزشی زمانی قابل فهم است که اجزای آن روشن باشند.

 

جغرافیا

شاید یکی از معنادارترین یافته‌های گزارش را باید در تفاوت‌های جغرافیایی جست‌وجو کرد. شهریه مدارس غیردولتی در نقاط مختلف کشور یکسان نیست و فاصله میان استان‌ها به اندازه‌ای است که نمی‌توان آن را صرفاً یک نوسان جزئی در قیمت دانست.

در داده‌های بررسی‌شده، تهران بالاترین میانگین مجموع شهریه و فوق‌برنامه را دارد؛ حدود ۷۴۰ میلیون ریال. در سوی دیگر، کهگیلویه و بویراحمد با حدود ۲۴۴ میلیون ریال در پایین‌ترین سطح قرار گرفته است. بنابراین فاصله میان دو سر این طیف حدود سه برابر است.

اما داستان وقتی دقیق‌تر می‌شود که پایه و فوق‌برنامه را جداگانه نگاه کنیم. شکاف استانی در شهریه فوق‌برنامه بسیار بیشتر از شهریه پایه است: اختلاف میان گران‌ترین و ارزان‌ترین استان در فوق‌برنامه حدود ۹ برابر، در حالی که این اختلاف برای شهریه پایه حدود ۲.۴ برابر گزارش شده است. به عبارت دیگر، فوق‌برنامه سهم مهمی در ایجاد نابرابری منطقه‌ای هزینه آموزش دارد.

این تفاوت را نمی‌توان فقط به معنای «گران‌تر بودن مدارس تهران» خواند. تفاوت قیمت در آموزش، معمولاً در بستری از تفاوت‌های اقتصادی، امکانات، تقاضای محلی، هزینه ارائه خدمات و الگوی فعالیت مدارس شکل می‌گیرد. خود داده‌های این گزارش درباره علت دقیق این شکاف داوری نمی‌کنند؛ اما وجود آن را به روشنی نشان می‌دهند.

وقتی محل زندگی می‌تواند تا این اندازه با هزینه دسترسی به آموزش غیردولتی مرتبط باشد، آیا بازار آموزش صرفاً بازتاب‌دهنده تفاوت‌های اقتصادی جامعه است یا خودش می‌تواند این تفاوت‌ها را بازتولید کند؟ داده‌های این مطالعه برای پاسخ قطعی به چنین پرسشی کافی نیستند، اما برای مطرح کردن آن بسیار مهم‌اند.

 

نقشه مدارس غیردولتی یکنواخت نیست

تفاوت فقط در قیمت‌ها دیده نمی‌شود؛ توزیع تعداد مدارس غیردولتی در کشور نیز به شکل یکسانی صورت نگرفته است. در میان استان‌های دارای بیشترین تعداد مدرسه، خوزستان با ۲٬۱۴۲ مدرسه، شهر تهران با ۲٬۰۵۴ مدرسه و خراسان رضوی با ۱٬۹۵۲ مدرسه در صدر قرار دارند. در سوی دیگر، زنجان با ۱۸۲ و خراسان جنوبی با ۱۳۹ مدرسه در شمار استان‌هایی با تعداد کمتر مدرسه غیردولتی قرار گرفته‌اند.

این تفاوت، در کنار شکاف شهریه‌ای، تصویری دووجهی از بازار ایجاد می‌کند. یک استان ممکن است تعداد زیادی مدرسه غیردولتی داشته باشد، اما لزوماً گران‌ترین بازار را نداشته باشد؛ از سوی دیگر، تهران با تعداد بالای مدارس و میانگین شهریه بسیار بیشتر، جایگاه متفاوتی در بازار دارد.

بنابراین، اگر بخواهیم درباره توسعه مدارس غیردولتی یا سیاست‌گذاری این بخش تصمیم بگیریم، تنها شمردن مدارس کافی نیست. باید هم‌زمان به توزیع جغرافیایی عرضه، سطح شهریه و ویژگی‌های جمعیتی و اقتصادی هر منطقه نگاه کرد.

 

هرچه مقطع بالاتر می‌رود، شهریه هم بیشتر می‌شود

رابطه میان مقطع تحصیلی و شهریه، یکی دیگر از الگوهای روشن داده‌هاست. با افزایش مقطع تحصیلی، شهریه نیز به طور پیوسته افزایش پیدا می‌کند. در مقایسه انجام‌شده، مجموع شهریه و فوق‌برنامه در دوره ابتدایی حدود ۳۲۹ میلیون ریال بوده، در حالی که این رقم در متوسطه دوم نظری به حدود ۵۶۴ میلیون ریال رسیده است؛ یعنی فاصله‌ای نزدیک به ۱.۷ برابر.

این روند می‌تواند نشان‌دهنده تفاوت در ساختار هزینه، خدمات آموزشی، برنامه‌های مکمل یا ویژگی‌های تقاضا در مقاطع مختلف باشد؛ با این حال، داده‌های گزارش برای تعیین علت این افزایش کافی نیستند و نمی‌توان از آنها نتیجه گرفت که کدام عامل دقیقاً مسئول این تفاوت است.

آنچه می‌توان با اطمینان گفت، وجود یک الگوی مقطعی روشن مبنی بر هزینه آموزش غیردولتی در همه سال‌های تحصیل یکسان نیست و با عبور دانش‌آموز از مقاطع پایین‌تر به مقاطع بالاتر، میانگین شهریه افزایش پیدا می‌کند.

این موضوع از منظر خانواده نیز اهمیت دارد. هزینه تحصیل فرزند را نمی‌توان صرفاً برای یک سال تحصیلی محاسبه کرد؛ اگر خانواده‌ای قصد دارد مسیر تحصیلی چندساله‌ای را در مدرسه غیردولتی طی کند، تغییرات شهریه در مقاطع مختلف بخشی از تصویر واقعی هزینه آموزش خواهد بود.

 

دخترانه یا پسرانه؟

در میان بسیاری از متغیرهایی که می‌توانند برای تحلیل بازار آموزش جالب باشند، جنسیت مدرسه در این داده‌ها تفاوت چشمگیری در شهریه ایجاد نکرده است. میانگین مجموع شهریه و فوق‌برنامه در مدارس دخترانه حدود ۳۷۵.۱ میلیون ریال و در مدارس پسرانه حدود ۳۸۰.۷ میلیون ریال بوده است. این اختلاف کوچک، از نظر تحلیلی معنادار نیست.

این یافته شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما اهمیتش در این است که نشان می‌دهد همه تفاوت‌های قابل مشاهده در بازار آموزش را نمی‌توان به هر متغیری نسبت داد. داده‌ها گاهی بیش از آنکه فرضیه‌ای را تأیید کنند، فرضیه‌های ساده‌انگارانه را کنار می‌گذارند. در اینجا، تفاوت شهریه بیشتر در امتداد جغرافیا و مقطع تحصیلی دیده می‌شود تا جنسیت مدرسه.

یکی از جذاب‌ترین و در عین حال دشوارترین بخش‌های تحلیل، برآورد اندازه بازار شهریه مدارس غیردولتی است. اینجا جایی است که باید میان یک مفهوم ساده اما مهم تمایز بگذاریم؛ مجموع شهریه‌های ثبت‌شده با درآمد واقعی بازار یکی نیست.

اگر شهریه سالانه یک مدرسه را بدانیم، هنوز نمی‌دانیم آن مدرسه در مجموع چه درآمدی از شهریه دارد؛ زیرا تعداد دانش‌آموزان آن را نمی‌دانیم. درآمد مدرسه، در ساده‌ترین شکل، حاصل‌ضرب شهریه هر دانش‌آموز در تعداد دانش‌آموزان ثبت‌نام‌شده است. بنابراین، جمع کردن شهریه مدارس بدون دانستن تعداد دانش‌آموزان، در واقع جمع کردن قیمت‌های سرانه است، نه درآمد واقعی. این محدودیت باعث شده برآورد ارزش بازار در گزارش به صورت سناریویی انجام شود.

میانگین سالانه شهریه برای هر مدرسه، با جایگذاری شهریه‌های در انتظار ابالغ بر اساس میانگین استان و مقطع، حدود ۳۸۵.۴ میلیون ریال برآورد شده است. از سوی دیگر، آمار کشوری حدود ۲۰ هزار مدرسه غیردولتی و ۲.۵ میلیون دانش‌آموز را نشان می‌دهد؛ یعنی به طور متوسط حدود ۱۲۵ دانش‌آموز برای هر مدرسه. اما دیتاست حاضر ۲۵٬۳۸۴ مدرسه دارد و همین ناهمخوانی باعث شده برآورد ارزش بازار با احتیاط انجام شود.

در سناریوی پایین، با فرض ۱۰۰ دانش‌آموز برای هر مدرسه، ارزش سالانه بازار حدود ۹۷۸ هزار میلیارد ریال برآورد شده است. سناریوی میانی با ۱۲۵ دانش‌آموز به حدود ۱٬۲۲۳ هزار میلیارد ریال می‌رسد و سناریوی بالاتر، با فرض ۱۷۵ دانش‌آموز، عددی حدود ۱٬۷۱۲ هزار میلیارد ریال به دست می‌دهد.

از سوی دیگر، یک محاسبه متقاطع و محافظه‌کارانه‌تر نیز انجام شده است. ضرب مستقیم حدود ۲.۵ میلیون دانش‌آموز غیردولتی کشور در میانگین شهریه این دیتاست، عددی نزدیک به۹۶۴ هزار میلیارد ریال به دست می‌دهد. در نتیجه، گزارش بازه‌ای حدود ۹۶۰ تا ۱٬۷۰۰ هزار میلیارد ریال را برای ارزش سالانه بازار پوشش‌داده‌شده برآورد می‌کند و بهترین حدس نقطه‌ای را حدود ۱٬۲۰۰ هزار میلیارد ریال، معادل تقریبی ۱۲۰ هزار میلیارد تومان در نظر می‌گیرد. این عدد بزرگ است؛ اما مهم‌تر از بزرگی آن، احتیاطی است که باید در تفسیرش وجود داشته باشد. این رقم یک برآورد است، نه یک عدد قطعی حسابداری.

 

وقتی داده‌ها سؤال‌های تازه‌ای می‌سازند

در این مطالعه، یکی از مهم‌ترین محدودیت‌ها نبود ستونی برای تعداد دانش‌آموزان ثبت‌نامی هر مدرسه است. بدون این متغیر، نمی‌توان اندازه واقعی درآمد مدارس را با دقت کافی محاسبه کرد. از سوی دیگر، میان آمار رسمی حدود ۲۰ هزار مدرسه غیردولتی و ۲.۵ میلیون دانش‌آموز با ۲۵٬۳۸۴ مدرسه موجود در دیتاست نیز ناهمخوانی وجود دارد. گزارش احتمال می‌دهد که داده موجود عمدتاً مدارس مشارکتی را پوشش دهد، اما این موضوع همچنان نیازمند بررسی و تأیید است.

برای رفع این ابهام‌ها، سه مسیر مشخص پیشنهاد شده است: روشن شدن نسبت آمار ۲۰ هزار مدرسه با مدارس مشارکتی، دسترسی به داده تفکیک‌شده استانی دانش‌آموزان و در نهایت افزودن متغیر تعداد دانش‌آموز به دیتاست، برای مثال از طریق داده‌های سامانه آزمایشی شهریه مدارس غیردولتی که در هفت استان به صورت پایلوت اجرا شده است.

این نکته شاید فراتر از موضوع شهریه باشد. در نظام آموزشی، هرجا داده‌ای صرفاً به «مدرسه» اشاره می‌کند اما درباره «دانش‌آموز» اطلاعات کافی ندارد، بخشی از واقعیت پنهان می‌ماند. مدرسه واحد تحلیل مهمی است، اما آموزش در نهایت برای دانش‌آموز اتفاق می‌افتد. برای فهم اقتصاد آموزش نیز باید بتوان میان تعداد مدارس، تعداد دانش‌آموزان، هزینه سرانه و درآمد واقعی رابطه برقرار کرد.

 

شهریه، آینه‌ای از ساختار آموزش

اگر از سطح اعداد کمی فاصله بگیریم، آنچه این داده‌ها نشان می‌دهند فقط تفاوت قیمت میان مدارس نیست. شهریه را می‌توان نوعی آینه دانست؛ آینه‌ای که بخشی از ساختار اقتصادی آموزش را به ما نشان می‌دهد. در یک سوی این تصویر، خانواده قرار دارد؛ خانواده‌ای که باید برای دریافت یک خدمت آموزشی هزینه کند و این هزینه را در کنار سایر مخارج زندگی قرار دهد. در سوی دیگر، مدرسه‌ای قرار گرفته که برای ارائه آموزش، نیروی انسانی، فضا، تجهیزات، برنامه‌های آموزشی و خدمات جانبی هزینه می‌کند. میان این دو نیز سیاست‌گذاری عمومی ایستاده است؛ سیاستی که تعیین می‌کند چه بخشی از آموزش باید از منابع عمومی تأمین شود و چه بخشی به بازار و پرداخت خانوارها واگذار شود.

از این منظر، شهریه فقط یک قیمت نیست. قیمت، حاصل برخورد عرضه و تقاضا و مجموعه‌ای از محدودیت‌ها و انتخاب‌هاست. وقتی این قیمت در مناطق مختلف کشور یا در مقاطع گوناگون تغییر می‌کند، می‌توان پرسید چه تفاوت‌هایی در پس آن قرار گرفته‌اند. البته نباید از داده‌های این گزارش چیزی بیشتر از ظرفیتشان طلب کرد. این داده‌ها به ما می‌گویند شهریه‌ها کجا بالاتر یا پایین‌ترند، اما به تنهایی توضیح نمی‌دهند که چرا چنین تفاوتی ایجاد شده است. برای پاسخ به چرایی این تفاوت‌ها، باید متغیرهایی مانند هزینه نیروی انسانی، امکانات مدرسه، موقعیت اقتصادی منطقه، اندازه مدرسه، نوع خدمات ارائه‌شده و تقاضای خانواده‌ها نیز در اختیار باشد. همین احتیاط، اتفاقاً ارزش تحلیل را بیشتر می‌کند. تحلیل خوب قرار نیست از هر عددی یک داستان قطعی بسازد؛ باید مرز میان آنچه می‌دانیم و آنچه هنوز نمی‌دانیم را نیز روشن کند.

 

مسئله‌ای که از تهران شروع نمی‌شود و به تهران ختم نمی‌شود

وقتی نام تهران در صدر میانگین شهریه قرار می‌گیرد، وسوسه می‌شویم همه چیز را به تفاوت‌های این شهر با سایر نقاط کشور تقلیل دهیم. اما چنین برداشتی بسیار ساده‌انگارانه است. تهران در این داده‌ها هم از نظر تعداد مدارس غیردولتی و هم از نظر میانگین شهریه جایگاه ویژه‌ای دارد، اما بازار مدارس غیردولتی یک بازار ملی است. حضور هزاران مدرسه در استان‌هایی مانند خوزستان و خراسان رضوی نشان می‌دهد که تقاضا برای آموزش غیردولتی به چند کلان‌شهر محدود نیست. در واقع، یکی از یافته‌های مهم داده‌ها همین گستردگی جغرافیایی است.

در عین حال، تفاوت میانگین شهریه استان‌ها نشان می‌دهد که تجربه خانواده‌ها از آموزش غیردولتی در کشور یکسان نیست. خانواده‌ای در تهران با ساختار قیمتی متفاوتی روبه‌رو است و خانواده‌ای در کهگیلویه و بویراحمد با ساختاری دیگر.

این تفاوت‌ها برای سیاست‌گذاری اهمیت دارند. اگر یک سیاست واحد بدون توجه به تفاوت‌های منطقه‌ای طراحی شود، ممکن است برای برخی مناطق بیش از اندازه سخت‌گیرانه یا برای برخی دیگر ناکافی باشد. بنابراین، هر بحث جدی درباره مدارس غیردولتی باید هم‌زمان دو ویژگی را ببیند: ملی بودن نظام تنظیم‌گری و محلی بودن بخش قابل‌توجهی از واقعیت اقتصادی مدارس.

 

فوق‌برنامه

شاید یکی از مهم‌ترین یافته‌های گزارش، همان چیزی باشد که در ظاهر در کنار شهریه پایه قرار گرفته است: فوق‌برنامه. در بسیاری از گفت‌وگوهای عمومی، وقتی از «شهریه مدرسه» حرف می‌زنیم، ذهن به سمت شهریه پایه می‌رود. اما داده‌های این گزارش نشان می‌دهد که این نگاه می‌تواند بخش قابل‌توجهی از هزینه را نادیده بگیرد.

میانه شهریه فوق‌برنامه ۸۴ میلیون ریال است و میانگین آن به ۹۱.۱ میلیون ریال می‌رسد؛ در حالی که میانه شهریه پایه ۲۶۶ میلیون ریال و میانگین آن ۲۸۶.۷ میلیون ریال است. بنابراین فوق‌برنامه سهم کوچکی نیست که بتوان آن را از تحلیل کنار گذاشت.

مهم‌تر اینکه رابطه میان شهریه پایه و فوق‌برنامه بسیار قوی است. ضریب همبستگی گزارش‌شده میان آنها ۰.۸۵است؛ یعنی در این داده‌ها، مدارس با شهریه پایه بالاتر، عموماً فوق‌برنامه بیشتری نیز دارند. افزون بر این خوشه‌بندی مدارس در نسبت‌هایی مانند ۳۰ یا ۴۰ درصد نشان می‌دهد که فوق‌برنامه در بسیاری از موارد به صورت نسبتی از شهریه پایه تعیین می‌شود. این یافته یک پیام مهم دارد: برای فهم هزینه آموزش غیردولتی، نباید «پایه» و «فوق‌برنامه» را دو جهان کاملاً جدا تصور کرد. در واقع، آنها بخشی از یک ساختار قیمتی واحد هستند.

 

نابرابری آموزشی فقط در عدد نهایی دیده نمی‌شود

وقتی درباره نابرابری آموزشی حرف می‌زنیم، معمولاً به تفاوت در دسترسی، کیفیت مدرسه یا وضعیت اقتصادی خانواده‌ها فکر می‌کنیم. اما قیمت نیز یکی از سازوکارهای مهم این نابرابری است. اگر هزینه دسترسی به مدارس غیردولتی در مناطق مختلف تفاوت زیادی داشته باشد، توانایی خانواده برای انتخاب مدرسه نیز تا حد زیادی به موقعیت اقتصادی و جغرافیایی آن وابسته خواهد بود. داده‌های این گزارش نشان می‌دهد شکاف استانی در مجموع شهریه و فوق‌برنامه حدود سه برابر است؛ در مورد فوق‌برنامه، این شکاف حتی به حدود ۹ برابر می‌رسد.

البته از این داده نمی‌توان نتیجه گرفت که «شهریه بالاتر الزاماً به معنای کیفیت بالاتر» است. چنین نتیجه‌ای نیازمند اطلاعات مستقلی درباره کیفیت آموزشی مدارس است؛ اطلاعاتی که در این دیتاست وجود ندارد. اما می‌توان یک نکته دیگر را با اطمینان بیشتری مطرح کرد و آن این است که قیمت، به خودی خود معیار کافی برای کیفیت نیست.

این تمایز برای خانواده‌ها و سیاست‌گذاران هر دو مهم است. خانواده ممکن است تصور کند هزینه بیشتر الزاماً کیفیت بیشتر می‌خرد؛ در حالی که بدون شاخص‌های معتبر کیفیت، قیمت فقط نشان‌دهنده مقدار پرداخت است، نه ارزش آموزشی دریافتی.

از سوی دیگر، سیاست‌گذار نیز نمی‌تواند صرفاً با کنترل قیمت تصور کند مسئله کیفیت حل شده است. کیفیت آموزشی پدیده‌ای چندبعدی است و به معلم، برنامه درسی، مدیریت مدرسه، محیط یادگیری، فرهنگ مدرسه و ده‌ها عامل دیگر وابسته است.

 

گران‌تر بودن، لزوماً بهتر بودن نیست

این شاید ساده‌ترین جمله این مقاله باشد، اما یکی از مهم‌ترین آنها نیز هست. داده‌های شهریه به ما اجازه می‌دهند درباره قیمت صحبت کنیم؛ نه درباره کیفیت. اگر مدرسه‌ای دو برابر مدرسه دیگری شهریه دریافت کند، تنها چیزی که از این داده می‌دانیم این است که قیمت آن بالاتر است. نمی‌توان از این تفاوت نتیجه گرفت که تجربه آموزشی دانش‌آموز نیز دو برابر بهتر است.

برای سنجش ارزش آموزش، باید متغیرهای دیگری به داده اضافه شوند؛ مثل عملکرد تحصیلی، رضایت دانش‌آموز و خانواده، کیفیت و ثبات کادر آموزشی، نسبت دانش‌آموز به معلم، امکانات، فعالیت‌های تربیتی و شاید مهم‌تر از همه، نتایج بلندمدت دانش‌آموزان. اگر چنین داده‌هایی در کنار شهریه قرار بگیرند، پرسش جذاب‌تری شکل می‌گیرد: خانواده در برابر مبلغی که پرداخت می‌کند، دقیقاً چه چیزی دریافت می‌کند؟

 

از بازار شهریه به بازار ارزش آموزشی

اگر روزی داده‌های شهریه با داده‌های کیفیت آموزشی پیوند بخورند، می‌توان از یک تحلیل ساده قیمت به تحلیلی بسیار غنی‌تر رسید. برای مثال، می‌توان بررسی کرد آیا مدارس گران‌تر واقعاً در برخی شاخص‌های کیفیت عملکرد بهتری دارند؟ آیا رابطه میان قیمت و کیفیت در همه استان‌ها یکسان است؟ آیا فوق‌برنامه بیشتر با نتایج آموزشی بهتر همراه است یا صرفاً هزینه نهایی را افزایش می‌دهد؟ آیا تفاوت شهریه میان مقاطع با تفاوت در هزینه واقعی ارائه آموزش توضیح داده می‌شود؟ اینها پرسش‌هایی هستند که داده فعلی نمی‌تواند به آنها پاسخ دهد، اما همین گزارش نشان می‌دهد زیرساخت اولیه برای طرح آنها وجود دارد. در حقیقت، ارزش یک دیتاست فقط در پاسخ‌هایی که امروز می‌دهد نیست؛ در پرسش‌هایی است که فردا امکان پرسیدنشان را فراهم می‌کند.

 

یک بازار بزرگ با یک نقطه کور مهم

برآورد حدود ۹۶۰ تا ۱٬۷۰۰ هزار میلیارد ریال برای ارزش سالانه بازار، نشان می‌دهد با بازاری کوچک مواجه نیستیم. بهترین برآورد نقطه‌ای گزارش حدود ۱٬۲۰۰ هزار میلیارد ریال، معادل تقریبی ۱۲۰ هزار میلیارد تومان، است. اما همین بازار بزرگ، یک نقطه کور اساسی دارد؛ یعنی تعداد واقعی دانش‌آموزان هر مدرسه.

این متغیر، شاید در ظاهر یک ستون ساده در یک فایل داده باشد؛ اما نبودنش می‌تواند تفاوت میان «قیمت» و «بازار واقعی» را بسیار زیاد کند. دو مدرسه ممکن است شهریه یکسانی داشته باشند، اما یکی ۵۰ دانش‌آموز داشته باشد و دیگری ۳۰۰ دانش‌آموز. در نگاه اول، هر دو یک قیمت دارند؛ اما از نظر درآمد سالانه و مقیاس فعالیت اقتصادی، دو وضعیت کاملاً متفاوت دارند. به همین دلیل، اضافه شدن تعداد دانش‌آموزان به دیتاست می‌تواند کیفیت تحلیل بازار را به شکل محسوسی افزایش دهد. گزارش نیز دقیقاً بر همین مسئله تأکید دارد و آن را یکی از مسیرهای اصلی رفع ابهام معرفی می‌کند.

 

چرا داده‌های آموزشی باید دقیق‌تر شوند؟

این مطالعه یک نکته مهم‌تر از خود شهریه‌ها را نیز به ما یادآوری می‌کند و آن این است که تصمیم‌گیری درباره آموزش بدون داده مناسب، خیلی زود به قضاوت تبدیل می‌شود.

در حوزه آموزش، روایت و تجربه شخصی اهمیت زیادی دارند. والدین تجربه خود را از مدرسه دارند، معلمان تجربه خود را، مدیران تجربه خود را و سیاست‌گذاران نیز تصویری از مسائل نظام آموزشی دارند. اما هیچ‌کدام به تنهایی برای فهم یک بازار ملی کافی نیستند. داده کمک می‌کند این روایت‌ها در مقیاس بزرگ‌تر دیده شوند.

وقتی بدانیم ۴۹.۵ درصد مدارس غیردولتی موجود در دیتاست در مقطع ابتدایی قرار دارند، یا بدانیم تفاوت میانگین شهریه در استان‌های مختلف چقدر است، دیگر با یک برداشت شخصی مواجه نیستیم؛ با الگویی مواجهیم که می‌توان آن را بررسی کرد. البته داده نیز بی‌خطا نیست. داده ممکن است ناقص باشد، برخی مدارس ممکن است در آن ثبت نشده باشند و برخی مقادیر ممکن است نیازمند پالایش باشند. درست به همین دلیل است که روش‌شناسی اهمیت دارد. یکی از نقاط قوت این تحلیل، شفاف کردن همین محدودیت‌هاست.

 

آموزش، بازاری با یک کالای معمولی نیست

حتی اگر مدارس غیردولتی را از منظر اقتصادی مطالعه کنیم، نباید فراموش کنیم که «محصول» این بازار، کالایی معمولی نیست. مدرسه صرفاً خدماتی نمی‌فروشد که مصرف‌کننده آن را خریداری کند و تمام. آموزش بر آینده انسان اثر می‌گذارد. خانواده‌ای که مدرسه انتخاب می‌کند، در واقع بخشی از مسیر رشد فرزندش را انتخاب می‌کند؛ مدرسه نیز در برابر این انتخاب مسئولیتی فراتر از ارائه یک خدمت دارد. به همین دلیل، منطق بازار در آموزش همیشه باید با منطق تربیت و عدالت آموزشی در گفت‌وگو باشد.

 

این به معنای نادیده گرفتن اقتصاد مدرسه نیست. برعکس، مدرسه برای ادامه فعالیت خود به منابع مالی پایدار نیاز دارد. معلم باید دستمزد دریافت کند، ساختمان باید نگهداری شود، تجهیزات باید تأمین شوند و برنامه‌های آموزشی هزینه دارند. مسئله از جایی آغاز می‌شود که قیمت، تنها زبان گفت‌وگو درباره آموزش شود. مدرسه خوب فقط مدرسه گران نیست؛ همان‌طور که مدرسه ارزان نیز الزاماً مدرسه ضعیف نیست. آنچه باید سنجیده شود، نسبت میان منابع، کیفیت و نتیجه است.

 

ساختن تصویری کامل‌تر از مدرسه غیردولتی

گزارش حاضر یک نقطه شروع ارزشمند برای شناخت اقتصاد مدارس غیردولتی است، اما می‌تواند پایه مطالعات گسترده‌تری قرار گیرد. اگر در مرحله بعد، داده‌های شهریه با اطلاعاتی مانند تعداد دانش‌آموزان، ظرفیت مدرسه، تعداد معلمان، هزینه‌های جاری، امکانات، نتایج آموزشی و شاخص‌های رضایت خانواده‌ها ترکیب شود، می‌توان تصویری بسیار دقیق‌تر از این بازار ساخت. آن زمان مسئله دیگر فقط این نخواهد بود که «شهریه مدارس چقدر است؟» بلکخ تبدیل می‌شود به اینکه «کدام عوامل شهریه را تعیین می‌کنند؟ چه مقدار از هزینه خانواده صرف آموزش واقعی می‌شود و چه مقدار صرف خدمات جانبی؟ آیا افزایش شهریه با افزایش کیفیت همراه است؟ کدام مناطق از نظر دسترسی به آموزش غیردولتی با محدودیت بیشتری روبه‌رو هستند؟ و شاید مهم‌تر از همه: چه سیاست‌هایی می‌تواند میان پایداری اقتصادی مدارس، کیفیت آموزشی و عدالت در دسترسی تعادل برقرار کند؟» اینها دیگر پرسش‌های صرفاً اقتصادی نیستند؛ پرسش‌های سیاست‌گذاری آموزشی‌اند.

 

عددها در نهایت به انسان برمی‌گردند

در پایان، شاید بهتر باشد دوباره به همان عدد ساده‌ای برگردیم که این بحث از آن آغاز شد؛ یعنی شهریه.338  میلیون ریال؛ میانه مجموع شهریه پایه و فوق‌برنامه در مدارس دارای شهریه نهایی. این عدد به تنهایی چیزی درباره مدرسه نمی‌گوید. اما وقتی در کنار تفاوت‌های استانی، مقطعی و ساختار فوق‌برنامه قرار می‌گیرد، تبدیل به بخشی از یک داستان بزرگ‌تر می‌شود.

داستانی درباره اینکه آموزش چگونه قیمت‌گذاری می‌شود، خانواده‌ها چگونه انتخاب می‌کنند، مدارس چگونه منابع خود را تأمین می‌کنند و نظام آموزشی چگونه میان بازار، کیفیت و عدالت تعادل برقرار می‌کند.

از میان تمام اعداد این گزارش، شاید مهم‌ترین عدد همان عددی باشد که هنوز در اختیار نداریم؛ یعنی تعداد دانش‌آموز پشت هر شهریه. چون در نهایت، مدرسه‌ها فقط مجموعه‌ای از ردیف‌های یک فایل داده نیستند. پشت هر ردیف، دانش‌آموزی نشسته است که بخشی از سال‌های شکل‌گیری شخصیت، دانش و آینده‌اش را در آن مدرسه می‌گذراند؛ خانواده‌ای که برای این انتخاب هزینه می‌کند و معلمی که باید این هزینه را به تجربه‌ای آموزشی و انسانی تبدیل کند. به همین دلیل، تحلیل شهریه مدارس غیردولتی نباید در جدول قیمت‌ها متوقف شود. عددها زمانی ارزش پیدا می‌کنند که بتوانند به ما کمک کنند انسان پشت عدد را بهتر ببینیم.

و شاید این همان جایی باشد که اقتصاد آموزش از حسابداری فاصله می‌گیرد و به مسئله‌ای عمیق‌تر تبدیل می‌شود: اینکه در یک جامعه، چه کسی امکان انتخاب دارد، برای چه نوع آموزشی هزینه می‌کند و نظام آموزشی چگونه می‌تواند اطمینان پیدا کند که تفاوت در توان پرداخت، به تفاوت در فرصت رشد تبدیل نمی‌شود.

گزارش شهریه مدارس غیردولتی نورا پاسخی نهایی به این پرسش‌ها نیست؛ اما یک کار مهم انجام می‌دهد: بخشی از واقعیت پراکنده آموزش غیردولتی را به زبان داده قابل مشاهده می‌کند. و گاهی برای آغاز یک گفت‌وگوی جدی درباره آینده آموزش، همین کافی است؛ اینکه پیش از قضاوت کردن، آنچه را واقعاً در حال رخ دادن است، ببینیم.

 

ص
فاطمه صادقی

نویسنده‌ی فعال در حوزه‌ی نوآوری آموزشی و از همراهان شبکه‌ی نورا.

سایر یادداشت‌های این نویسنده ←

یادداشت‌های مرتبط

همه‌ی مطالب ←

نورا

loadingImg

Noura