مقدمهای بر آموزش در شرایط اضطرار (EiE)
آموزش در شرایط اضطرار: وقتی یادگیری نباید متوقف شود دربارۀ آموزش که صحبت میکنیم، معمولاً چنین تصویری به ذهنمان میآید: مدرسهای با برنامۀ مشخص، کلاسهایی که طبق تقویم آموزشی برگزار میشوند و دانشآموزانی که مسیر تحصیلی قابل پیشبینی دارند. اما بحرانها میتوانند این تصویر آشنا را ناگهانی و در مدّت
ن
تصویر کاور — مقدمهای بر آموزش در شرایط اضطرار (EiE)
آموزش در شرایط اضطرار: وقتی یادگیری نباید متوقف شود
دربارۀ آموزش که صحبت میکنیم، معمولاً چنین تصویری به ذهنمان میآید: مدرسهای با برنامۀ مشخص، کلاسهایی که طبق تقویم آموزشی برگزار میشوند و دانشآموزانی که مسیر تحصیلی قابل پیشبینی دارند. اما بحرانها میتوانند این تصویر آشنا را ناگهانی و در مدّت کوتاهی تغییر دهند. جنگ، بلایای طبیعی، جابهجاییهای گستردۀ جمعیتی یا تعطیلیهای طولانیمدت میتوانند نظام آموزشی را به صورتی بنیادین مختل کنند. در چنین موقعیتهایی، مسئله فقط تعطیل شدن مدرسهها نیست. بسیاری از کودکان و نوجوانان ناگهان از محیطی که بخش ثابت زندگی روزمرهشان بوده جدا میشوند. برنامههای روتین و هرروزه از بین میرود و همراه آن، بخشی از حس ثبات و پیشبینیپذیری زندگی، هم برای دانشآموزان و هم برای اطرافیانشان، از دست میرود.
در ادبیات جهانی آموزش، اصطلاح «آموزش در شرایط اضطرار» یا Education in Emergencies (EiE) برای توصیف تلاشهایی به کار میرود که هدفشان حفظ دسترسی به یادگیری و آموزش باکیفیت در چنین شرایطی است؛ یعنی زمانی که بحران روند عادی آموزش را مختل کرده است. آموزش در شرایط اضطرار گسترۀ وسیعی از تلاشها را شامل میشود و فقط به بازگشایی دوباره مدرسهها اشاره ندارد؛ بلکه تمام مداخلات آموزشی-روانشناختی را در بر میگیرد که از مرحلۀ آمادگی برای بحران آغاز میشوند، در دورۀ بحران ادامه پیدا میکنند و حتی پس از بحران و در مرحلۀ بازسازی و بازگشت به شرایط عادی نیز همچنان از سر گرفته میشوند.
آموزش در شرایط اضطرار میتواند شکلهای متفاوتی داشته باشد. از جمله آموزش و یادگیری حضوری و رویکردهای گوناگون آموزش از راه دور (یعنی با فناوری پیشرفته، فناوری پایین یا بدون فناوری). همچنین میتواند در بسترهای متنوعی
EiE در یک نگاه
آموزش در شرایط اضطرار (EiE) به معنای فراهمآوردن فرصتهای یادگیری عادلانه، فراگیر و باکیفیت برای افراد در تمامی سنین در موقعیتهای بحرانی است؛ از مرحله آمادگی تا واکنش و سپس بازیابی از بحران.
(مانند آفلاین، آنلاین یا ترکیبی) صورت پذیرد. مخاطبان این برنامهها نیز فقط کودکان مدرسهای نیستند؛ نوجوانان و حتی بزرگسالانی که مسیر آموزشیشان در اثر بحران متوقف شده نیز ممکن است در چنین برنامههایی حضور داشته باشند.
در زمان بحران و در طول فرآیند بازیابی از آن، آموزش باکیفیت میتواند حفاظت فیزیکی، روانی-اجتماعی و شناختی را فراهم کند که در نتیجهٔ آن جانها نجات یافته و حفظ میشود. در واقع میتوان گفت این مفهوم فراتر از واکنش آموزشی در شرایط اضطراری است و کارکردهای اجتماعی و روانی مهم دیگری هم دارد.
آموزش در شرایط اضطرار، تنها یک خدمت آموزشی نیست، بلکه یک مداخله حیاتی برای حفظ کرامت، ایمنی و آینده صدها میلیون یادگیرندهای است که در معرض خطر قرار دارند. این آموزش با فراهمآوردن محیطی امن و ساختاریافته، نه تنها از افت تحصیلی جلوگیری میکند، بلکه با ارائه حمایتهای تخصصی مانند خدمات سلامت جنسی، تشخیص معلولیت و مراقبت روانی به حفاظت فیزیکی و روانی گروههای آسیبپذیر مانند دختران و افراد دارای معلولیت کمک میکند و اطلاعات ضروری برای بقا را در اختیار آنان میگذارد.
سه نقش حیاتی آموزش در بحران
آموزش در شرایط اضطرار معمولاً سه کارکرد مهم دارد:
- انتقال دانش و مهارتهای مرتبط با ایمنی، سلامت و سازگاری با بحران
- ایجاد روال و ثبات روزمره برای کودکان و نوجوانان
- فراهم کردن فضایی نسبتاً امنتر در مقایسه با محیطهای بیثبات اطراف
آموزش در بحران، نقشی درمانگر و توانمندساز نیز ایفا میکند. با بازگرداندن نظم و ثبات به زندگی روزمره یادگیرندگان، به کاهش تأثیرات روانی-اجتماعی بحران کمک کرده و امید به آینده را زنده نگه میدارد. این فرآیند، مهارتهای حل مسئله، سازگاری و تفکر انتقادی را تقویت میکند و به افراد توانایی میبخشد تا نه تنها از خود مراقبت کنند، بلکه در احقاق حقوق خود و ساختن جامعهای عادلانهتر نقشآفرینی کنند.
برای جوامعی که در بحران به سر میبرند، مدارس و فضاهای یادگیری نماد امید و سرمایهگذاری برای آینده هستند. اولویتدادن به آموزش، فراتر از پاسخ فوری، به ایجاد ثبات اجتماعی-اقتصادی و تقویت انسجام کمک میکند. بنابراین، برنامهریزی آموزشی در بحران باید به عنوان فرصتی برای همکاری همه ذینفعان، از دولتها تا جوامع محلی در نظر گرفته شود تا نظامهای آموزشی مقاومتر، عادلانهتر و فراگیرتری برای دوران پسابحران ساخته شود.
از منظر حقوقی نیز آموزش در شرایط بحران یک موضوع فرعی محسوب نمیشود. اسناد بینالمللی مختلف تأکید میکنند که دسترسی به آموزش باید حتی در زمان بحران نیز حفظ شود. در این چارچوبها، آموزش نه یک خدمت اختیاری بلکه یکی از حقوق اساسی انسانها در نظر گرفته شده است.
آموزش؛ یک حق اساسی
چند چارچوب مهم بینالمللی بر ضرورت حفظ آموزش در بحران تأکید میکنند:
- اعلامیه اینچئون درباره آموزش فراگیر (Incheon Declaration and Framework for Action)
- هدف چهارم توسعه پایدار (Sustainable Development Goal 4: SDG4) درباره آموزش باکیفیت برای همه
- استانداردهای شبکه بینالمللی آموزش در شرایط اضطرار (Inter-agency Network for Education in Emergencies: INEE)
این اسناد تأکید میکنند که آموزش باید برای همه، از جمله جمعیتهای آسیبدیده از بحران، در دسترس باقی بماند.
فراهمآوری آموزش در شرایط اضطراری، بهتنهایی و در خلأ ممکن نیست. موفقیت این تلاشها به شدت وابسته به هماهنگی مؤثر میان بازیگران متعدد است. همانطور که اشاره شد، دولتها، سازمانهای بینالمللی، نهادهای مدنی و جوامع محلی هرکدام میتوانند بخشی از پازل را تکمیل کنند. اما چالش اصلی اینجاست که چگونه میتوان این تلاشهای پراکنده را همسو کرد تا از دوبارهکاری جلوگیری شود، شکافهای حمایتی پر شوند و منابع محدود به بهترین شکل ممکن تخصیص یابند.
بدون یک سازوکار هماهنگی قوی، حتی بهترین برنامههای آموزشی نیز ممکن است در عمل با موانع غیرآموزشی (مانند ناامنی، کمبود امکانات پایه یا نبود اطلاعات یکپارچه) روبرو شوند و اثربخشی خود را از دست بدهند. بنابراین، طراحی سازوکارهای شفاف و چابک برای هماهنگی، نه یک گزینه فرعی، بلکه پایه ضروری هر اقدام مؤثری در حوزه آموزش در شرایط اضطرار است.
تجربههای جهانی نشان دادهاند با هماهنگی و انجام اقدامات بهموقع، آموزش میتواند یکی از نخستین حوزههایی باشد که به بازگشت زندگی اجتماعی کمک کند. حتی در شرایطی که بسیاری از زیرساختها آسیب دیدهاند، تلاش برای بازگرداندن یادگیری معمولاً خیلی زود آغاز میشود. از این منظر، آموزش در شرایط اضطرار فقط پاسخی کوتاهمدت به یک بحران نیست. در بسیاری از موارد، همین برنامهها به پایهای برای بازسازی نظام آموزشی و نظم اجتماعی در سالهای بعد تبدیل میشوند. فهم این حوزه در واقع به معنای درک بخشی از فرایند بازسازی اجتماعی پس از بحران است.
جمعبندی
آموزش در شرایط اضطرار، فراتر از یک خدمت آموزشی ساده است. در لحظهای که ساختارهای عادی زندگی فرو میریزند، فضاهای یادگیری میتوانند به پناهگاهی امن تبدیل شوند که حس نظم، امید و تداوم را برای کودکان و نوجوانان به ارمغان میآورند. این فضاها نه تنها از افت تحصیلی جلوگیری میکنند، بلکه با ارائه حمایت روانی-اجتماعی و اطلاعات نجاتبخش، به حفاظت فیزیکی و عاطفی یادگیرندگان کمک میکنند.
از نگاهی کلانتر، آموزش در بحران نقش یک پل ارتباطی را ایفا میکند: پلی بین شرایط اضطراری امروز و بازسازی فردا. این برنامهها با حفظ سرمایه انسانی و اجتماعی، بنیانهای لازم برای بهبودی و بازسازی نظام آموزشی و جامعه را پس از فروکش کردن بحران فراهم میکنند. درک این نقش دوگانه – هم به عنوان پناهگاه فوری و هم به عنوان پل آیندهساز – نشان میدهد که چرا تداوم یادگیری حتی در سختترین شرایط، یک ضرورت اخلاقی، حقوقی و راهبردی است.
اما پرسش کلیدی اینجاست: چگونه میتوان این نقش حیاتی را در میدان عمل و در میان پیچیدگیهای یک بحران واقعی محقق کرد؟ پاسخ به این پرسش نیازمند نگاه کردن به مسئله از زوایای مختلف و استفاده از چارچوبهای تحلیلی است که بتوانند این پیچیدگی را مدیریتپذیر کنند. در یادداشت بعدی به بررسی این چارچوبها می پردازیم.
منابع
- INEE. (2024). Minimum Standards for Education: Preparedness, Response, Recovery.
- Global Education Cluster. (2021). Education Cannot Wait: Protecting Education in Crisis.
نویسندهی فعال در حوزهی نوآوری آموزشی و از همراهان شبکهی نورا.
سایر یادداشتهای این نویسنده ←