پرش به محتوای اصلی
7 دقیقه مطالعه

مدرسه‌ها را با «P6» از نو بخوانیم

ن
مرکز نوآوری نورا

مدرسه‌ها را با «P6» از نو بخوانیم

تصویر کاور — مدرسه‌ها را با «P6» از نو بخوانیم

در روزگاری که هر روز با اپلیکیشن جدیدی برای یادگیری روبه‌رو میشویم، وسوسه‌انگیز است که باور کنیم یک تبلت یا یک نرم‌افزار هوشمند، میتواند معادله‌ی پیچیده‌ی آموزش را یکباره حل کند. اما تجربه‌ی میدانی، بارها و بارها نشان داده که هیچ فناوری‌ای، هرقدر هم که درخشان طراحی شده باشد، در خلأ عمل نمیکند. فناوری آموزشی، همچون دانه‌ای است که برای رشد، به خاک، آب، نور و مراقبتی نظام‌مند نیاز دارد؛ و این نظام، چیزی نیست جز همان «ساختار آموزشی» با تمام لایه‌های پنهان و آشکارش.

در گزارشی که اسد رحمان و آلیس کارتر از پژوهشکده‌ی EdTech Hub در سال ۲۰۲۲ منتشر کرده‌اند، ابزاری معرفی شده که دقیقاً برای همین درک عمیق از نظام آموزشی طراحی شده است. ابزار حسابرسی «p6» (6Ps Audit Tool) . این ابزار به ما یادآوری میکند که هر مداخله‌ی فناورانه، اگر میخواهد در مقیاس وسیع اثربخش باشد، باید با شش عنصر بنیادین نظام آموزشی پیوند بخورد: مردم، محصول، آموزش‌شناسی، سیاست، مکان و تأمین مالی؛ و نه فقط پیوندی سطحی، بلکه تعاملی پویا و زنده.

۱. مردم(people)

نخستین «پ»، مردم هستند. کسانی که قرار است از فناوری استفاده کنند، آن را اجرا کنند و از آن بهره‌مند شوند. بسیاری از پروژه‌های فناوری آموزشی، از همان گام نخست، درنظر نمی‌گیرند که آیا کاربران واقعا این ابزار را می‌خواهند؟

در سطح یک از تکمیل این مؤلفه، مداخله‌ی فناورانه هرگز با کاربران واقعی آزمایش نشده است. در سطح دو، تیم طراحی، یک نمونه‌ی اولیه را با افرادی شبیه به کاربران نهایی آزموده و از طریق نظرسنجی، دریافت کرده که مردم به‌طور فرضی به آن علاقه دارند. در سطح سه، تعامل مستمر و مبتنی بر شواهد رفتاری آغاز میشود؛ دیگر به حرف‌ها بسنده نمیشود، بلکه از رفتار واقعی کاربران، داده جمع‌آوری و طراحی بر اساس آن اصلاح میشود. اما نقطه‌ی اوج، یعنی سطح چهار، جایی است که کاربران به هم‌طراحان پروژه بدل میشوند؛ یعنی فناوری نه برای آنها، بلکه با آنها ساخته میشود. هر مداخله‌ای که از مشارکت واقعی مردم در طراحی خود غافل باشد، همچون بنایی است که روی شن بنا شده؛ ممکن است مدتی زیبا باشد، اما نخستین موج تغییر، آن را فرو خواهد ریخت.

 

۲. محصول (Product)

دومین «پ» به خودِ محصول یا خدمت فناورانه و نحوهی ارائه‌ی آن بازمیگردد.

در سطح یک، صرفاً یک نمونه‌ی اولیه برای نشان دادن امکان‌پذیری فنی وجود دارد. در سطح دو، مدل‌های هزینه‌ی تولید، پیاده‌سازی و نگهداری برآورد شده، اما هنوز در دنیای واقعی آزموده نشده‌اند. سطح سه به نقطه‌ای میرسد که محصول نه‌تنها از نظر فنی پایدار است، بلکه مدل تولید و نگهداری محلی و پایدار نیز برای آن اعتبارسنجی شده است. سطح چهار اما، فراتر از کارایی فنی، به بحث عدالت در دسترسی میپردازد. این سطح، یادآور این حقیقت است که یک محصول خوب، وقتی ارزش واقعی پیدا میکند که به دست همه‌ی کودکان برسد، نه فقط آنهایی که در شهرهای بزرگ زندگی میکنند.

۳. آموزش‌شناسی (Pedagogy)

شاید مهمترین «پ»، همان آموزش‌شناسی باشد. چراکه فناوری وسیله‌ای است برای یادگیری، نه هدف نهایی.

در سطح یک، اثری از مؤلفه‌های اثبات‌شده‌ی آموزش‌شناسی خوب (مانند بازخورد مؤثر، مشارکت والدین، یا یادگیری فعال) در مداخله دیده نمیشود. سطح دو، نشان از گنجاندن برخی از این مؤلفه‌ها دارد و از طریق شاخص‌های جایگزین، نشانه‌هایی از تأثیر بر یادگیری دیده میشود. در سطح سه، تمام مؤلفه‌های کلیدیِ آموزش‌شناسیِ مطلوب، در مداخله گنجانده شده و شواهد قوی از تأثیر از طریق شاخص‌های جایگزین وجود دارد. سطح چهار اما، دیگر به شاخص‌های جایگزین بسنده نمیکند؛ داده‌های عینی نشان میدهند که کاربران با همان مؤلفه‌های آموزشی درگیر شده‌اند و یادگیری، به‌طور مستقیم و از طریق پیاده‌سازی خود مداخله، اثبات شده است. اینجا فناوری دیگر یک ابزار جانبی نیست؛ خود به بخشی از فرایند تدریس و یادگیری بدل شده است.

۴. سیاست (Policy)

چهارمین «پ»، به رابطه‌ی مداخله‌ی فناورانه با سیاست‌های آموزشی دولت میپردازد. در کشورهایی که نظام آموزشی متمرکز است، هر حرکتی خارج از چارچوب سیاستی، محکوم به شکست یا حداقل، به حاشیه‌رفتن است.

در سطح یک، مداخله در تضاد با سیاست‌های دولت نیست، اما هیچگونه تعاملی با دولت ندارد. سطح دو، حاکی از آن است که مداخله، با درک دقیقی از سیاست‌های نظام آموزشی، به‌گونه‌ای طراحی شده که از سیاست حمایت کند، اما باز هم تعامل با دولت برقرار نیست. سطح سه، نقطه‌ی عطفی است که در آن ذی‌نفعان دولتی وقت، سرمایه یا اعتبار خود را در این مداخله سرمایه‌گذاری کرده‌اند و محتوای آن با برنامه‌ی درسی ملی همسو شده است. سطح چهار فراتر از همسوسازی است. مداخله، نه‌تنها با سیاست هماهنگ است، بلکه خود در شکل‌دهی به سیاست آموزشی نقش داشته است. این سطح، همان جایی است که فناوری از یک ابزار اجرایی، به یک عامل تأثیرگذار بر قوانین و آیین‌نامه‌های آموزشی ارتقا می‌یابد.

۵. مکان (Place)

پنجمین «پ» به مکان و بستر اجرای مداخله اشاره دارد. شهری یا روستایی، با چه سطحی از دسترسی به برق و اینترنت، چه میزان سرمایه‌ی آموزشی خانواده‌ها، و چه نرخ مالکیت فناوری.

در سطح یک، مداخله هرگز در آن مکان خاص یا حتی در بستری مشابه آزمایش نشده است. سطح دو، یعنی اجرا در بستری مشابه به مدت حداقل یک ماه، و مشاهده‌ی تعامل کاربران و کارکرد صحیح محصول. سطح سه، به پیاده‌سازی در خودِ مکان موردنظر برای بیش از یک ماه، با شرایط مشابه از نظر اتصال، انرژی، سرمایه‌ی آموزشی خانواده‌ها، درآمد و نرخ مالکیت فناوری میرسد و داده‌های عینی از تعامل کاربران جمع‌آوری میشود. سطح چهار اما، یعنی استقرار در همان مکان خاص به مدت بیش از سه ماه، همراه با طراحی مشترک با شرکای محلی و حداقل یک دوره بازخورد و اصلاح. این سطح، به ما می‌آموزد که بافت محلی، نقشی سرنوشت‌ساز در موفقیت یا شکست فناوری دارد؛ آنچه در یک مدرسه‌ی شهری جواب میدهد، ممکن است در مدرسه‌ای روستایی با قطعی‌های مکرر برق، به‌سختی قابل استفاده باشد.

۶. تأمین مالی (Provision)

آخرین «پ»، به تأمین مالی و مدل کسب‌وکار مداخله بازمیگردد.

در سطح یک، هیچ برآوردی از هزینه‌ها در مقیاس‌های مختلف وجود ندارد. سطح دو، به مدلسازی هزینه‌ی کل برای تعداد معینی از کاربران و اثبات هزینه‌ی کمتر از ۵ دلار به ازای هر دانش‌آموز در سال (به‌جز برای دانش‌آموزان با نیازهای ویژه) می‌رسد و همچنین منابع بالقوه‌ی تأمین مالی، زمان، پول یا اعتبار خود را سرمایه‌گذاری کرده‌اند. سطح سه، به ورود مدل کسب‌وکار به دنیای واقعی است. منابع مالی وقت، پول یا اعتبار چشمگیری سرمایه‌گذاری کرده‌اند و مشخص است که برای سرمایه‌گذاری بیشتر، چه چیزی باید ببینند و هزینه‌ها در دنیای واقعی تأیید شده‌اند. سطح چهار، بالاترین سطح پایداری است. هزینه‌های غیرعملیاتی (مانند توسعه‌ی فناوری) می‌توانند به‌طور پایدار توسط منابع اثبات‌شده تأمین شوند و هزینه‌های عملیاتی (مانند حقوق معلمان) از طریق جریان نقدینگی منظم در خود سیستم تأمین می‌گردند. این سطح، نشان میدهد که یک مداخله‌ی فناورانه، زمانی به کمال می‌رسد که دیگر به بودجه‌های موقت وابسته نباشد و در دل نظام مالیِ آموزشیِ آن کشور، جایگاهی پایدار یافته باشد.

ابزاری برای تشخیص، نه داوری

نکته‌ی ظریف اما بنیادین درباره‌ی ابزار ۶پ، این است که این سطوح را نه به‌عنوان برچسب‌های ارزشی، بلکه به‌عنوان نشانگرهایی برای خودشناسی و برنامه‌ریزی به‌کار میگیریم. کاربران این ابزار تشویق میشوند که هر «پ» را جداگانه بررسی کنند و برای هر یک، بر اساس مستندات موجود، سطحی تعیین کنند. سپس به سراغ نقاطی میروند که پایین‌ترین نمره را گرفته‌اند یا جایی که تیم، بیشترین اختلاف‌نظر را دارد. این اختلاف‌نظرها، خود گنجینه‌هایی از بینش هستند؛ چراکه نشان میدهند کجا مفروضات ما با هم ناهمخوان است.

سپس، از این یافته‌ها برای صورت‌بندی مفروضات بنیادین استفاده میشود. مثلاً فرض میکنیم که «معلمان از این ابزار استقبال میکنند» یا «دسترسی به اینترنت در مناطق روستایی مشکلی ندارد.» حالا اگر این فرضیات درست از آب درنیایند، آیا کل مداخله شکست میخورد؟ اگر پاسخ مثبت است، یعنی با یک مفروضه‌ی حیاتی روبه‌روییم که باید آزمونش کنیم. و اینجا است که آزمایش‌های هدفمند طراحی میشوند. فعالیت‌‌هایی برای گردآوری داده‌هایی که نشان دهند آیا این مفروضات، واقعیت دارند یا نه.

سخن پایانی

دنیای آموزش، سرشار از راه‌حل‌های تک‌بعدی است؛ اما مشکل واقعی، تک‌بعدی بودن نظام آموزشی نیست، بلکه تک‌بعدی نگریستن ماست. ابزار ۶پ، دعوتی است به چندبعدی دیدن. اینکه مردم را در کنار محصول ببینیم، آموزش‌شناسی را با سیاست پیوند زنیم، مکان را جدی بگیریم و تأمین مالی را نه یک مسئله‌ی حاشیه‌ای، بلکه یکی از ارکان اصلی بدانیم.

شاید بزرگترین دستاورد این ابزار، نه در امتیازدهی به مداخلات، که در تغییر نگاه ما باشد؛ نگاهی که فناوری را نه به‌عنوان یک راه‌حل مستقل، که به‌عنوان یکی از حلقه‌های زنجیره‌ی پیچیده‌ی تحول آموزشی میشناسد. و همین شناخت، گام نخست برای ساختن مدرسه‌هایی است که نه با شتاب‌زدگی، بلکه با درایت، نه با جزمیت، بلکه با پرسشگری، و نه با انزوا، بلکه با تعامل با کل نظام، به‌سوی آینده گام برمیدارند.

ن
مرکز نوآوری نورا

نویسنده‌ی فعال در حوزه‌ی نوآوری آموزشی و از همراهان شبکه‌ی نورا.

سایر یادداشت‌های این نویسنده ←

یادداشت‌های مرتبط

همه‌ی مطالب ←

نورا

loadingImg

Noura